کد خبر ۶۱۴۳۵۶
تعداد نظرات: ۲۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۳ - ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ - 12 June 2018
10 نکته درباره سریال «شهرزاد»

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر- پیش از این دو بار دربارۀ سریال «شهرزاد» ساختۀ حسن فتحی که این هفته به پایان رسید، نوشته‌ام. از این رو می‌کوشم آن نکات را تکرار نکنم هر چند که اشاره به برخی اجتناب‌ناپذیر است.

نوبت اول البته هنگامی بود که گمان نمی‌کردیم فصل دومی هم در کار باشد و از خداحافظی کارگردان و جشنی که برپا کردند نیز چنین برمی‌آمد اما کارگردان با نشانه‌های مثبتی که دریافت کرد، دست‌درکار ساخت فصل دوم شد شاید با این حسرت که اگر زودتر به این فکر افتاده بود می‌توانست علی نصیریان در نقش «بزرگ آقا» را حفظ کند و بزرگ‌ترین آسیبی که در فصل دوم به مجموعه وارد شد همین غیبت بود که توازن را بر‌هم زد.

شاید گفته شود در حیات او بسیاری از داستان های بعدی قابلیت شکل گیری نداشت اما تنها از سر حدس می‌توانم گفت مرگ بزرگ‌آقا با فرض اتمام سریال رقم خورد و چه بسا اگر بنا بر ادامه بود به شکلی او را نگاه می‌داشت یا در فرصتی دیگر کنار می‌گذاشت.

تو با حال پروانۀ ما چه کردی، حسن آقای فتحی!

آن دو یادداشت چنان ستایش‌آمیز بود که این بار حق دارم به طعنه بپرسم جناب کارگردان این همه پیچ و تاب داد تا در نهایت، فرزند خود را بر کرسی قهرمان یا ضد قهرمان داستان بنشاند؟!

جدای این اما همین که دربارۀ «شهرزاد» می‌گوییم و می‌نویسیم و از کنار بسیاری از مجموعه‌های دیگر که با بودجه‌های عمومی ساخته می‌شوند عبور می‌کنیم حاکی از موفقیت حسن فتحی و شهرزاد است و چه خوب که می‌شنویم او در اندیشۀ ساختن یک عاشقانۀ دیگر است و این بار شاید بر پایۀ یک رُمان پُرفروش ایرانی.

حالا که شهرزاد، سرانجام تمام شده باز بر این موارد می توان درنگ کرد:

1. فیلم ایرانی نه فیلمفارسی/ ما یا یک مجموعۀ کاملا ایرانی رو به رو بودیم وهر چند تعداد کُشت و کشتارها بیش از ظرفیت تحمل و جامعۀ ایرانی است اما لحن مجموعه ایرانی باقی ماند. تأکید بر واژۀ ایرانی به این خاطر است که اصطلاح «فیلمفارسی» که دکتر هوشنگ کاووسی ابداع کرد حاوی دو مفهوم بود:

اول این که با سرهم نوشتن آن قصد داشت بگوید «فیلم» به مفهوم با استانداردهای دنیای سینما نیست و برای خود پدیده‌ای است!

دوم این که از اصصلاح «فیلمیرانی» استفاده نکرد چون ماهیت را ایرانی نمی‌دانست و احتمالا تحت تأثیر از سینمای هند با همان رؤیاپردازی‌ها ساخته می‌شد و تنها زبان آن فارسی بود.

شهرزاد اما یک فیلم ایرانی است و بر این «ایرانی» باید تأکید ورزید. زیرا فراتر از زبان فارسی است و به جز گانگستر‌بازی‌های آن حال و هوای ایرانی و خاصه تهرانی داشت.

2. ترجیح بر فیلم های رایگان/ کل سه فصل نزدیک به 60 قسمت شد و با متوسط قیمت 5 هزار تومان بینندگان برای تماشای قانونی آن از طریق پخش خانگی 300 هزارتومان پول دادند. دانلود قانونی نیز با هزینه ای کمتر میسر بود و به هر رو بخش قابل توجهی رایگان تماشا نکردند. این در حالی است که سریال‌های تلویزیونی را که از شبکه‌های مختلف در حال پخش است به رایگان می‌توان دید. انتخاب با پرداخت پول جز با قبول کیفیت اتفاق نمی‌افتد.

3. هم هنر هم تجارت/ با همۀ شایعه‌ها که پیرامون سرمایه‌گذاری در این سریال شکل گرفت اما انکار نمی‌توان کرد که شهرزاد یک پروژۀ اقتصادی هم بوده است. این تلقی که سرمایه‌گذاری فرهنگی بر نمی‌گردد یکی از مهم‌ترین موانع بر سر تولیدات فرهنگی و هنری است. شهرزاد، این انگاره را هم باطل کرد.

در همه جای دنیا اتهاماتی چون پول‌شویی و فرار از مالیات با کارهای فرهنگی و هنری وجود دارد و قطعا برخی از آنها واقعیت دارد. اما این‌گونه اتهام افکنی ‌ها نیز خود ریشه در همان انگاره دارد که شخص باور نمی‌کند چنین سرمایه‌گذاری‌هایی توجیه اقتصادی هم می‌تواند داشته باشد. چنانچه همین سرمایه‌گذار ادامه دهد یا دیگری کار بعدی فتحی را تقبل کند به این معنی است پروژه سینمایی و فیلم و سریال به جز جنبۀ هنری و فرهنگی، تجارت و صنعت هم هست.

4. تصویر متفاوت از روزنامه نگار/ ایران، سرزمین شعر و ادبیات است و حسن فتحی در این سریال به شعر و ادبیات احترام تام گذاشت و از این گنجینه بهره ها بُرد. قهرمان اصلی داستان نیز نویسنده ای شاعر و عاشق پیشه بود که به جبر زمانه وارد کارهای چریکی شد. کارگردان چندان مراقب او بود که دست فرهاد را به خون ولو ناپاک باشند ، نیالود. او نه یک نویسندۀ خجالتی و بی دست و پا یا شاعری متوهم که مبارز سیاسی بود و غم نان هم نداشت و این با تصویری که در همه این سال ها به عمد یا به سهو ارایه شده متفاوت بود.

یادمان باشد شغل اصلی فرهاد، روزنامه نگاری بود و نه نویسندگی. حسن فتحی بهترین تصویری را که می توانسته از یک روزنامه نگار ایرانی ارایه داده و از این حیث باید از او سپاس گزار باشیم. کم نبوده اند دیگرانی که به عمد یا به سهو خواسته اند تصاویر وارونه از روزنامه نگاران ترسیم کنند. فرهاد اما هم به لحاظ سیما هم توانایی های فکری و بدنی و هم بیان و قلم و هوش و واکنش و عشق ورزی یک مدل ایده آل بود که نه با بیگانگان سر و سرّی داشت و نه در ایدیولوژی های مختلف سرگردان به نظر می رسید.

او به راه و هدف دکتر مصدق ایمان داشت و الگوی حرفه ای و سیاسی او دکتر فاطمی بود. شیفتۀ آن صحنه ام که از خبر قتل دوست خود آن قدر شوکه نشد که از اعدام فاطمی و نتوانست سر پا بایستد.

5. نام مصدق/ فصل اول هنگامی پخش شد که تلویزیون ایران «معمای شاه» را نشان می داد که ظاهرا ساخت آن 20 میلیارد تومان آب خورده بود. بینندگان به راحتی می توانستند یک اثر هنری را با یک کار سفارشی مقایسه کنند. در معمای شاه، کارگردان اصرار داشت هم سو با تبلیغات رسمی در همۀ سال های اخیر اگر یک بار نام مصدق را می آورد 10 بار از کاشانی بگوید و سهم او را در ملی کردن صنعت نفت پررنگ تر کند. حسن فتحی اما در بستر عاشقانه داستانی زادۀ  خیال خود و نویسنده را جلو می‌برد و اگر چه نکات تاریخی را رعایت می‌کرد ولی مصدق های او نیاز به پیوست کاشانی نداشت.

تو با حالِ پروانۀ ما چه کردی، حسن آقای فتحی!

6. هم سیاست هم روایت عشق/ هنر فتحی این است که دو داستان را موازی پیش می برد. به گونه ای که برای کسی که به تاریخ و سیاست هم علاقه ندارند داستان عاشقانه جذاب باشد و کسی که نمی خواهد تنها یک عاشقانه را تماشا کند از اشارات تاریخی لذت ببرد. او این کار را پیش تر در «مدار صفر درجه» و «شب دهم» هم انجام داده بود.


7. موسیقی و چاووشی/ این سریال خدمتی به موسیقی هم بود و شاید بهتر آن باشد که گفته شود بخشی از موفقیت آن به خاطر صدای محسن چاووشی است. تصمیم سریع و شجاعانه برای تغییر خواننده در همان قسمت‌های پایانی و متوقف نماندن در چاووشی و اتمام با امین بانی و استفاده از صدای همخوان خانم و معرفی بیشتر فرناز ملکی در بایکوت صدای زن هم ستودنی و جسورانه است.

 

تو با حال پروانۀ ما چه کردی، حسن آقای فتحی!

8. بازتولید مناسبات قدرت/ زن بودن نویسندۀ اصلی فیلمنامه به خلق شخصیت های متنوع از زنان کمک شایان کرد. همه جور زن را در این سریال دیدیم. از مادرانی فداکار چون مرضیه خانم و پروین خانم - و چه خوب که فریبا متخصص این فرصت را یافت که قابلیت های بازیگری خود را در قسمت های پایانی بیشتر به رخ کشد- تا زن دسیسه‌چینی چون اکرم. از مستقل و با اعتماد به نفس مانند شهرزاد تا خودخواه چون شیرین.

از چریکی چون آذر تا زنی منفعل مانند ثریا و خلاصه همه جور زن و شگفتا که خانم نغمۀ ثمینی این همه زن را آفرید و کشت و کنار گذاشت و بالا برد و کنار زد تا دست آخر صاحب حق را شیرین معرفی کند! چرا؟ چون دختر بزرگ آقا بوده و رابطۀ خونی داشته است. اما چه می توان کرد؟ سنت شرقی است دیگر! حکومت و قدرت در سنت شرقی موروثی است و فیلمنامه شهرزاد به این سنت، وفادار مانده و رابطۀ خونی را کافی دانسته است.

شاید خیلی ها انتظار داشتند چنان که بارها در تیتراژ دیده بودند ساختار قدرت در خاندان دیوان سالار فروپاشد و عمارت غرق شود یا مثلا کل اموال و املاک و مستغلات را به یک خیریه ببخشند یا بنیاد خیریه تأسیس کنند اما با شگفتی می بینیم این اتفاق نمی افتد و ساختار قدرت در خاندان که مبتنی بر عدالت هم نیست ادامه می یابد و تکان دهنده ترین صحنه شاید بوسه صابر بر انگشتر بزرگ آقا در دست شیرین باشد. با قاطعیت می توان گفت مثلا در یک سریال آمریکایی چنین پایانی متصور نبود اما به سبب همان روح شرقی که در سریال شهرزاد جاری است با این صحنه رو به رو می شویم.

9. تغییر فضای فرهنگی/ نویسنده فیلمنامه- نغمۀ ثمینی- در سال 1390 مصاحبه ای از سر نومیدی و خستگی با مجلۀ نسیم بیداری دارد. از سانسورها و دخالت‌ها و مجوز ندادن‌ها می گوید. دو سال بعد اما فضای سیاسی کشور تغییر می‌کند و او فرصت پیدا می‌یابد برای 60 قسمت یک سریال در سه فصل بنویسد.

شهرزاد، پاسخی به کسانی هم هست که به خاطر مشکلات ناشی از خروج ترامپ از برجام، همۀ دستاوردها را انکار می‌کنند و می‌گویند چیزی عوض نشده است. اگر آن مصاحبه را که در سال 90 انجام شده خوانده و سریال را دیده باشید بخشی از تغییر را احساس می‌کنید. (احتمالا برخی از دوستان کامنت می‌گذارند شهرزاد که نان و آب نمی‌شود. دلار و سکه مهم است. این گفتار اما دربارۀ تولیدات هنری و ذوقیات است نه اقتصاد و مادیات).

10. هم سپاس و هم پرسش/ از حسن فتحی سپاس‌گزاریم و از زبان ترانه‌سُرای فقید می‌توان گفت: در ابریشم عادت آسوده بودم/ تو با حال پروانۀ من چه کردی؟

دیگر عادت کرده بودیم که این سریال ها پروژه‌هایی برای تهیه‌کنندگان است و آنتن ها و جیب هایی را پر می‌کند. فتحی اما ما را از ابریشم عادات خود به درآورد.

آن قدر این حس، شیرین است که طعنه‌هایی چون به تخت نشاندن فرزند را می‌توان نادیده گرفت هر چند که دوست دارم بدانم برای خارج کردن شخصیت‌های دیگر از فیلم آیا هیچ راهی جز مرگ‌های پیاپی آن هم غالبا به صورت قتل نبود؟ آیا کشت و کشتارها کمی زیاده از حد نبود؟ باورتان می‌شود از قسمت ششم یا هفتم که هاشم دماوندی کشته شد طاقت ادامه تماشا را از کف دادم و سراغ قسمت های نهم و دهم و یازدهم رفتم و بعد دوباره به هفتم برگشتم؟!

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۲۵
در انتظار بررسی: ۱۲
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
23
پاراگراف آخر واقعا درست بود.
سوری
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۱ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
15
سلام
مرسی جناب خدیر از قلم شیوا و تحلیل زیبایتان. اما ای کاش تحلیلتان از سرنوشت "قباد" را نیز می نوشتید.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۷ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
43
کار را باید به افراد کاردان و متخصص سپرد. به قول معروف نه هر که سر بتراشد قلندری داند.
از مقایسه معمای شاه و سهرزاد که به حق اشاره کردید می توان به سایر آفتهای افراد سفارشی کم توان و بی سواد در اقتصاد و سیاست و ... پی برد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۱ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
7
شهرزاد، اما روایت عاشقانه ای از دوران تاریخ معاصر است که یادآورش همچنان، تلخ و در برخی موارد حتی با اختلاف نظر مجدد همراه است! شهرزاد تلخی دهه 30 شمسی این کشور است، هر چند که به نظر می رسد کسی نمی خواهد به صراحت از این تطبیق بگوید!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
41
4
حیف وقت برای این سریالها تلف شود، سریالهای روز دنیا را تماشا کنید تا بدانید اگر هم میخواهید اوقات فراغت خود را با سریال پر کنید، با سریال جذاب و حرفه ای پر کنید.
مانتره
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۲۵ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
8
4
با سلام
نقد شما سینمایی نبود و بیشترفرهنگی بود و درست و بجا،منتها فیلمنامه در سری دوم و بعد بسیار ضعیف بود و من یکی که فقط چون از اول پیگیرش بودم تا اخر ادامه دادم.حیف که چنین هزینه هایی برای نویسندگان دست دوم می شود ما فیلمنامه نویس خوب کم نداریم.این فیلم مشکل در شخصیت پردازی زیاد ادشت بنظرم.مثلا این همه کشت و کشتار و انتقام از یک روزنامه نگار اهل کتاب و شعر؟! بنظر من که غیرممکنه!و در سایر موارد هم همین اشکال وجود داشت،طرز بیان بازیگرها هم هیچ شباهتی به دهه سی نداشت خصوصا صابر عبدولی که حال آدمو بهم می زد...
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
16
به هرحال هرچی بود ازسریالهای تلویزیوتن که اصلا باجامعه ی امروزی تطبیقی ندارن بعتربود سریال های تاریخی تلویزیون که همش سراسرسانسور...
5 آ
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
14
شهرزاد سریالی بیار زیبا و دوست داشتنی بود و منی که به تماشای فیلم و سریال ایرانی علاقه ای نداشتم بسیار مجذوب آن شدم و خوشحالم که تمامیِ حدود 60 قسمت را قانونی خریدم. ولی واقعا کشتن هاشم دماوندی بسیار تلخ و ناراحت کننده بود.
در کل ممنونیم حسن آقای فتحی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۹ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
36
1
مطلب جالبی بود ولی این گوری که به اسم مصدق نشستید بالا سرش گریه می کنید توش مرده ای نیست .. درد اون جاست که کسانی که آرمان گرایانه حرفهای زیبا میزدن بدترین آسیب ها رو با خیرخواهانه ترین نیت به این مملکت رسوندن
عصر ایران مصدق گور نیست. نامی است جاودانه و آرمانی و اتفاقا مهم ترین وجه سریال همین است که رابطه عاطفی فرهاد با او را بالاتر از روابط دیگر می نشیند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۴۷- ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
زنده باد یاد مصدق
خویی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۳ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
6
شما از سازندگان فیلم بپرسید برای ساختن یک فیلم باید از چه مشکلاتی عبور بکنند گیر دادن های بیخود سانسور نظارت نهادهای غیر مسول هم که جای خود دارد
سلیمی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
9
در یک جمله می توان گفت: سریال شهرزاد واقعا یک شاهکار بود.
توتیا
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
3
5
ایراد فیلم‌های ایرانی پیرنگ بسیار ضعیف است. این فیلم هم همین‌طور بود. مثلاً، چه کسی باور می‌کند فرهاد ــ یک زندانی فراری محکوم به اعدام یا حبس ابد ــ راست‌راست در شهر بچرخد و هیچ‌کس هم نفهمد؟ یا صابر با آن قد و قوراره و مردانگی چادر سرش کند و هیچ‌کس هم شک نکند او مرد است؟ در فصل دوم سریال، همه‌چیز بر محور رفتارهای اکرم بود. اکرم گوش می‌ایستاد و همۀ رازها برملا می‌شد. بقیه هم آنقدر احمق بودند که متوجه نمی‌شدند چه اتفاقی افتاده است.
از این دست اشکالات، در فیلم زیاد بود. این دست‌کم گرفتن خواننده است.
توتیا
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۶ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
3
5
یک چیز دیگر هم اضافه کنم. نحوۀ بازتاب مسائل تاریخی و فعالیت‌های سیاسی در فیلم خیلی ضعیف بود. فرهاد و دوستانش خیلی ساده‌لوح معرفی شدند. وقتی از فاطمی و مصدق حرف می‌زدند، اصلاً عمیق نبود. همۀ فعالیتشان در این خلاصه می‌شد که، با یک نقشۀ مسخره، مصدق را نجات دهند. هوشنگ هم یک بار گوش ایستاد و همه‌چیز را لو داد. حتی نحوۀ گوش ایستادن هوشنگ هم خنده‌دار و باورناپذیر نبود. شهرزاد و فرهاد دعوایشان شده است. از خانه می‌روند و هوشنگ هم دنبالشان می‌کند. بعد از فاصله‌ای چند متری، پچ‌پچ آهستۀ آن دو را، خیلی دقیق، می‌شنود.
فیلم‌نامه خیلی ایراد داشت. با اینکه در مجموع جاذبه داشت.
مژگان
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۹ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
2
3
تدوین قسمت آخر سریال شهرزاد یک گاف بزرگ داشت و اینکه بر تخت نشستشن شیرین دیوان سالار و عاقبت خوش همه قهرمانان داستان را بصورتی بسیار ناقص و بدون دلیل در بخش وسط و نیمه داستان و در قالبی غیر قابل قبول گنجاندند. یعنی آن لحظه که قباد و شهرزاد در حال رفتن به محل قرار دزدیدن پسرشان می رفتند بطور عجیبی لحظات برگشتن شیرین به عمارت دیوان سالار و مراسم جانشینی شیرین بجای بزرگ آقا نمایش داده شد و بلافاصله پس از این قسمت ، قسمت کشته شدن قباد و حضور شیرین و فرهاد در این لحظه نشان داده شد. متاسفانه عدم روایت توالی صحنه ها باعث شد به نظرم این قسم پایانی ضعیف ترین قسمت بشود.
مصطفی
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
4
تحلیل فوق العاده ای بود.
قطعا شهرزاد به خاطرات و نوستالژیهای ما بدل شد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
3
3
صحنه های سیگار کشیدن و دودی شدن فضا خیلی اغراق امیز و مشمئز کننده بود.
مجید
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
3
لوکیشن ، گریم ، انتخاب بازیگران ، فیلمبرداری ، صداگذاری و کارگردانی فوق العاده بودند. ولی متاسفانه فیلمنامه خیلی ضعیف و اصلا در حد واندازه این پروژه نبود. چرا اینقدر فیلمنامه ها سطحی و ضعیف شده اند؟
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۰ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
3
بسیار سریال عالی بود و نشان داد که ما میتوانیم بهترین را بسازیم از نظر هنرپیشه و تسلط و دکوراسیون و فضای دوران قدیم و دیالوگ و سناریو عالی افرین به کارگردان و تهیه کننده آن
داود
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۳ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
5
در اين زمان فيلم بسيار خوبي بود از آقاي فتحي سپاسگزارم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
1
2
سریال جذابی بود اما کشته کشتار بسیار زیاد بود و در فصل سوم و قسمت های پایانی فیلنامه بسیار ضعیف بود اگر هاشم زنده می بود و تمام دسیسه های سرگرد آپرویز و اکرم بدست هاشم دماوندی بر ملا میشد و حتی کشته شدن سرگرد بدست هاشم صورت میگرفت تا بدست فرهاد که یک فرد روشنفکر و روزنامه نگار روشنفکر و سیاسی و ملی گرا می باشدجذابتر میشد.
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
3
زنده باد نام مصدق
علیرضا
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
2
آفرین. اصل داستان همون بود که گفتی. در واقع قباد تموم نشد با سالار ادامه پیدا می کنه و جالب اینه که سالار هم دیوان سالار اصل نیست بر خلاف خطابه شیرین خانم.
ناشناس
Liberia
۲۰:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۲
0
2
فیلمنامه بسیار پرایراد وضعیفی داشت!ولی بازی بازیگرانش خیلی خوب بود!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۱۶ - ۱۳۹۷/۰۳/۲۳
1
3
با وجود ضعفهای زیاد اما از بهترین سریالهای ایرانی بود که تا آخرین قسمت آنرا با رضایت کامل خریدم و تماشا کردم
احسنت بر همه شان...
پربازدید ها
علم و فناوری